دنبال پرتقال فروش نگردید!
چرا یک برنامه نویسِ 10 ساله، شغل خوب پیدا نمی کند؟
شاید برای شما هم پیش آمده که با خود بگویید: «من که این همه بلدم! از لحظه دوبار کلیک روی آیکون برنامه تا وقتی پراسس ها وارد سی پی یو می شوند را بلدم. تعداد هسته ها را با تردها مقایسه می کنم، دستی مدیریتشان می کنم، ددلاک، سینگل ترد، مولتی ترد، اج کیس ها، اصول مهندسی نرم افزار و دیزاین پترن ها را بلدم. پس چرا حتی یک مصاحبه از یک شرکت خوب نمی توانم بگیرم؟»
پاسخ تلخ است: مشکل از تخصص شما نیست؛ مشکل این است که فقط کد بلدید، اما بازاریابی بلد نیستید.
شما نمی توانید خودتان را پرزنت کنید و نظر یک Head Hunter یا Recruiter را جلب نمایید. این یک مهارت مجزاست که اکثر ما از آن غافلیم.
ماجرای دوره ای که از 16 نفر به 3 نفر رسید!
ما دوره ای راه انداختیم برای اینکه یاد بگیریم چطور خودمان را پرزنت کنیم، طوری که شرکت ها خودشان به دنبال ما بیایند (بدون اینکه حتی اپلی کنیم). این دوره با 16 نفر شروع شد و الان به 3 نفر رسیده است!
این اولین باری بود که به صورت گروهی کار می کردم. معمولاً هر فرد را جداگانه می سنجیدم که آیا «مرد کار» هست یا نه، بعد قبولش می کردم. اما این بار، برای کمک به عزیزان و جلوگیری از سوءاستفاده شرکت ها، تصمیم گرفتم هر کسی ثبت نام کرد را بپذیرم. مطمئن بودم که تعدادی الک می شوند، ولی حیف که تعدادش اینقدر زیاد بود.
اگر فکر می کنید با فیلم دیدن و تخمه شکستن، یک شرکت خفن می آید در خانه تان را می زند و از دم در تا استرالیا فرش قرمز پهن می کند، سخت در اشتباهید!
منتورینگ (استادی) کار سختی است، اما منتی بودن (شاگردی کردن) طاقت فرساتر است. این دو را با هم اشتباه نگیرید. اگر به این سادگی بود، الان همه از ایران رفته بودند.
شانس؟ نه! استراتژی
حتماً جمله ای در ذهنتان می چرخد: «فلانی؟! اون که نصف منم بلد نبود، الان تو سوئد چیکار میکنه؟ چطوری رفته؟»
بله، نصف شما دانش برنامه نویسی دارد، اما او بلد بوده کجا را بگردد و چطور خودش را پرزنت کند. این ربطی به شانس ندارد. طرف روزی فقط دو ساعت برای کارهای غیر از برنامه نویسی وقت گذاشته است.
من در حداقل 4-5 شرکت خارجی به صورت مستقیم کار کردم و بیش از 10 پروژه بین المللی را مدیریت نموده ام. کافی است ایمپرشن پست های لینکدین سه سال پیش من را با الان مقایسه کنید. فقط سه سال در لینکدین نبودم (دوستان دلیلش را می دانند) و همین سه سال باعث شد کلی از بازار کار عقب بیفتم.
رزومه فقط 1٪ تأثیر دارد!
اووو... من که رزومه ام را به ابزارهای بررسی کننده دادم، اکانت پولی خریدم تا قوی تر عمل کند. پس الان باید شرکتها سرازیر شوند برای دعوت به مصاحبه، مگر نه؟
نه دوست خوب من! رزومه مهم است؟ صد در صد. کافی است؟ نه! فقط 1 درصد تأثیر دارد. اگر برای گرفتن کار مجبور به انجام 100 کار باشید، هر کدام 1 درصد تأثیر دارند و باید همه را انجام دهید.
آن 99 درصد باقی مانده چیست؟
- کانکشن های شما و نوع پوزیشن آنها
- وبلاگ شخصی تان و مقالاتی که می نویسید
- سطح و روند مقالات (آیا روند روبه رشد دارید؟)
- ساعتی که مقاله را منتشر می کنید (الگوریتم های لینکدین و گوگل)
- نحوه پرزنت در دو خط اول رزومه
- فعالیت در شبکه های اجتماعی هدفمند
- و ده ها مورد ریز و درشت دیگر
شرکتی را می شناسم که هر 6 ماه روند مصاحبه اش را عوض می کند و من 3 تا از دوره های مصاحبه اش را طراحی کرده ام. برای فهمیدن ترند روز کشورهای مختلف، ماهی 2 یا 3 مصاحبه آزمایشی می روم. برایم قبولی یا رد شدن مهم نیست؛ من برای ارزیابی نیاز بازار این کار را می کنم.
چک لیست عملی: به غیر از کدنویسی، روی چه چیزهایی کار کنم؟
اگر فکر می کنید رزومه کافی است، سخت در اشتباهید. در ادامه 10 مورد از مهم ترین عواملی که مستقیماً روی دیده شدن شما تأثیر می گذارند را لیست کرده ام:
- پروفایل لینکدین: فقط عنوان شغلی قدیمی ننویسید. از کلمات کلیدی روز استفاده کنید.
- بازنویسی رزومه: رزومه باید اختصاصی برای هر جایگاه شغلی نوشته شود (نه یک فایل عمومی).
- ساعت انتشار پست: پست های حرفه ای را در ساعات کاری کشور مقصد (مثلاً اروپا یا آمریکا) منتشر کنید.
- محتوا: به جای اشتراک گذاری لینک، تحلیل شخصی تان را از یک تکنولوژی بنویسید.
- گیت هاب فعال: حتی پروژه های کوچک اما با مستندسازی خوب، ارزش بالایی دارند.
- وبلاگ شخصی: موتورهای جستجو، وبلاگ های تخصصی را خیلی بیشتر از شبکه های اجتماعی می پسندند.
- داستان سرایی در مصاحبه: به جای گفتن «من این کار را کردم»، بگویید «چطور این کار را انجام دادم و چه چالشی را حل کرد».
- معیارهای سنجش (KPI): در رزومه بنویسید عملکرد شما چه عددی را بهبود بخشیده است (مثلاً 20٪ افزایش سرعت).
- مشارکت در اوپن سورس: حتی یک Pull Request کوچک در پروژه های بزرگ، اعتبار شما را چندین برابر می کند.
- ارتباط با هدهاانترها: فقط به شرکت ها اپلی نکنید؛ با لیدهای استخدامی (Recruiter) در لینکدین مکالمه شروع کنید.
جمع بندی: پرتقال فروش خودتان هستید!
به جای اینکه به دنبال مقصر یا یک راه حل جادویی بگردید، قبول کنید که خودتان باید وارد میدان شوید.
چه باید کرد؟
- روزی 2 ساعت برای «غیر از کدنویسی» وقت بگذارید.
- یک وبلاگ راه بیندازید و تحلیل های فنی بنویسید (نه صرفاً کپی کد).
- شبکه ارتباطی خود را هدفمند کنید (کیفیت مهم است، نه تعداد).
- در مصاحبه ها شرکت کنید تا خودتان را محک بزنید، حتی اگر قصد تغییر شغل ندارید.
- پرزنت کردن خود را تمرین کنید؛ تکنیک های داستان سرایی (Storytelling) را یاد بگیرید.
دوران «فقط کد بزن» به پایان رسیده است. اگر اهل تلاش واقعی هستید، جای شما در بهترین شرکت های جهان خالی است. اما اگر منتظر معجزه اید، هیچ کس به دادتان نمی رسد.
یادتان باشد: پرتقال فروش، خودِ شمایید.
نظرات (0)
نظر خود را بنویسید
هنوز نظری ثبت نشده است